تبلیغات
طوبی

در مورد چند همسری برای مرد چند نکته و بعد در مورد چند شوهری نیز چندین مطلب عرض می کنم
چند همسری همانند نماز قانونی نیست که تحت هر شرایطی باید انجام شود بلکه یک قانون برای جلوگیری از ایجاد بن بست در جامعه است  اگر فرض شود که روزی تعداد زنها زیادتر از مردها نیست نه تنها اسلام توصیه نمی کند بلکه عقلا هم چند همسری ممکن نخواهد بود چرا که در این صورت زنی نخواهد بود که مرد با انها ازدواج مجدد انجام دهد .
هرچند به طور معمول مردان در حوادث گوناگون زندگی، بیش از زنان در خطر مرگ قرار دارند و در جنگ‏ها و حوادث دیگر، قربانیان اصلی را آنها تشكیل می‏دهند
و گذشته از این بقای غریزۀ جنسی مردان از زنان طولانی‏تر است؛ زیرا اکثر زنان در سن معینی، آمادگی جنسی خود را از دست می‏دهند، در حالی كه در مردان چنین نیست.
همچنین زنان به هنگام عادت ماهانه و قسمتی از دوران حاملگی، عملاً ممنوعیت آمیزش دارند، در حالی كه در مردان این ممنوعیت وجود ندارد.

یک تحلیل ساده :
زنانی كه به علل گوناگونی همسران خود را از دست می‏دهند اگر تعدد زوجات نباشد، چه اتفاقی می افتد ؟ ما ناچاریم یكی از راه های زیر را انتخاب كنیم:

أ.مردان تنها به یك همسر در همۀ موارد قناعت كنند و زنان بیوه تا پایان عمر بدون همسر باقی بمانند و تمام نیازهای فطری و خواسته‏های درونی و احساسی خود را سركوب كنند.

ب.مردان فقط دارای یك همسر قانونی باشند، ولی روابط آزاد و نامشروع جنسی را با زنانی كه بی شوهر مانده‏اند، به شكل معشوقه برقرار سازند.

ج.كسانی كه قدرت دارند بیش از یك همسر را اداره كنند و از نظر جسمی و مالی و اخلاقی مشكلی برای آنها ایجاد نمی‏شود، نیز قدرت بر اجرای كامل عدالت میان همسران و فرزندان دارند، به آنها اجازه داده شود كه بیش از یك همسر انتخاب كنند.

راه اوّل ، گذشته از مشكلات اجتماعی اش، با فطرت و غرایز و نیازهای روحی و جسمی بشر مخالف است .چرا که باید عواطف و احساسات این گونه زنان را نادیده بگیریم، اما این مبارزه‏ای است كه پیروزی در آن نیست.به فرض كه این طرح عملی شود، جنبه‏های غیر انسانی آن بر هیچ كس پوشیده نیست.

چند همسری اتفاقا برای احقاق حق زنان هست چرا که افرادی که ندای حقوق زنشان بلند هست اصلا به این مساله توجه ندارند که زنان بیوه ویا دخترانی که سنشان بالا رفته و دیگر امید ازدواج با پسر مجرد را ندارند نباید نادیده گرفته شوند و در ضمن باید متذکر شوم که نیاز اینها صرفا خوراک و پوشاک و مسکن نیست بلکه انسان هستند و نیازهای روحی و عاطفی و همچنین جنسی نز دارند و لذا  به تعدد همسر در موارد ضرورت نباید تنها از نگاه همسر اوّل مورد بررسی قرارگیرد ، بلكه از دریچۀ چشم همسر دوم و مصالح و مقتضیات اجتماعی نیز باید مورد مطالعه قرار گیرد.آنها كه مشكلات همسر اوّل را در صورت تعدد زوجات عنوان می‏كنند، كسانی هستند كه یك مسئله سه زاویه‏ای را تنها از یك زاویه نگاه می‏كنند؛ زیرا تعدد همسر هم از زاویه دید مرد و هم از زاویه دید همسر اوّل، نیز از زاویه دید همسر دوم باید مطالعه شود، آن گاه با توجه به مصلحت مجموع در این باره قضاوت كنیم.

اگر راه دوم را انتخاب كنیم، باید فحشا را به رسمیت بشناسیم. تازه زنانی كه به عنوان معشوقه مورد بهره برداری جنسی قرار می‏گیرند، نه تأمین دارند و نه آینده‏ای؛ چنان كه شخصیت آنها پایمال شده است. اینها اموری نیست كه انسان آگاه آن را تجویز كند.

بنابراین، تنها راه سوم می‏ماند كه هم به خواسته‏های فطری و نیازهای غریزی زنان پاسخ مثبت داده شود و هم از عواقب شوم فحشا و نابسامانی زندگی این دسته از زنان جلوگیری شود و جامعه از گرداب گناه بیرون آید.

اما چند شوهری
چند شوهری نه تنها با طبیعت انحصار طلبی و فرزند دوستی مرد نا موافق است، كه با طبیعت زن نیز مخالفت دارد. تحقیقات روانشناسی ثابت كرده است كه زن بیش از مرد خواهان تك همسری است و لذا در جائی جا نیفتاده
از جهت دیگر زن از مرد فقط عاملی برای ارضای غریزه جنسی خود نمی خواهد كه گفته شود هرچه بیشتر، برای زن بهتر. زن از مرد موجودی می خواهد كه قلب او را در اختیار داشته باشد ؛ حامی و مدافع او باشد؛ برای او فداكاری نماید و غمخوار او باشد.

زن در چند شوهری هرگز نمی توانسته حمایت و محبت و عواطف خالصانه و فداكاری یك مرد را نسبت به خود جلب كند، از این رو چند شوهری نظیر روسپی گری همواره مورد تنفر زن بوده است. چند شوهر داشتن نه با تمایلات و خواسته های مرد موافقت داشته است و نه با خواسته ها و گرایش های زنان.

علاوه بر این ، یكی دیگر از مشكلاتی كه در صورت چند همسری برای زنان ذكر شده، مشخص نبودن پدر برای فرزند می باشد.بر فرض که بپذیریم علم بتواند تشخیص دهد که این بچه به دنیا امده برای کدام شوهر هست که این کار عملا در خیلی از جاها ممکن نیست و همچنین بر فرض ممکن بودن تا زمان مشخص شدن و یا زمانی که کسی بخواهد به ناحق و زور و تهدید صاحب آن فرزند شود کاربردی نخواهد داشت و گذشته از این مساله ، اسلام به بهداشت نسل نیز اهمیت زیادی می دهد که چند شوهری با با این مساله مخالف است

اما در مورد ازمایش و تشخیص فرزند
اولاً:همان گونه كه دانشمندان می گویند:نتایج آزمایشهای تجربی صد در صد نیست و احتمال خطای اشتباه انسانی یا … وجود دارد.

ثانیاً:مسئله اقناع روحی و روانی پدر و مادر و فرزند چیزی نیست كه با آزمایش قابل حل باشد. فرزند می خواهد اطمینان قلبی و درونی یابد كه پدر و مادر او واقعی هستند و همین طور پدر و مادر. تا زمانی كه اقناع و اطمینان قلبی و درونی صورت نگیرد ، به همان نسبت رابطه و پیوند عاطفی بین پدر و مادر و فرزند متزلزل خواهد بود
در این مقاله از سایت اسلام کوئست استفاده شده است


کلمات کلیدی: چند همسری ،

شنبه 2 بهمن 1389

چرا امام جواد ع با ام فضل ازدواج کرد؟

   نوشته شده توسط:    


ازدواج ایشان را از دو منظر مامون و خود امام ع می توان بررسی کرد

هنگامی که مأمون بعد از شهادت امام رضا علیه السلام در سال 204 به بغداد بازگشت، از ناحیه حضرتش اطمینان خاطر پیدا کرده بود، ولی این را می دانست که شیعیان پس از امام رضا علیه السلام فرزند او را به امامت خواهند پذیرفت و در این صورت خطر همچنان بر جای خود خواهد ماند. او سیاست کنترل امام کاظم علیه السلام توسط پدرش را- که او را به بغداد آورده و زندانی کرده بود- به یادداشت و با الهام از این سیاست، همین رفتار را با امام رضا علیه السلام در پیش گرفت، ولی با ظاهری آراسته و فریبکارانه، به گونه ای که می کوشید نه تنها در ظاهر امر مسأله زندان و مانند آن در کار نباشد، بلکه با برخورد دوستانه، چنین تبلیغ شود که او علاقه و محبت ویژه نیز به ایشان دارد.

اینک نوبت امام جواد علیه السلام فرا رسیده بود تا به نحوی کنترل شود. مأمون برای انجام این هدف، دختر خود را به عقد وی درآورد و او را داماد خود کرد. از همین رهگذر بود که مأمون به راحتی می توانست از طرفی امام را در کنترل خود داشته باشد و از طرف دیگر آمد و شد شیعیان و تماس های آنان را با آن حضرت زیر نظر بگیرد.

مأمون متهم بود که امام رضا علیه السلام را به شهادت رسانده است. اکنون می بایست با فرزند وی به گونه ای رفتار کند که از آن اتهام نیز مبرّی شود.
مأمون قصد داشت با اعلام این تزویج، با این که با مخالفت عباسیان رو به رو مى شود (و مصلحت در برگزارى جلسات علمى و رو به رو کردن حضرت با یحیى بن اکثم - عالم برجسته سنّى - نقطه ضعفى از امام جوادعلیه السلام به دست آورد و باعث رسوائى آن حضرت شود) یا با  سرباز زدن از پذیرش آن ازدواج، بهانه دیگرى بر علیه آن حضرت کسب کند.

امّا حضرت جواد علیه السلام با آگاهى کامل از توطئه هاى مأمون، ازدواج را رد نکرد و با حضور در جلسات علمى که حکومت در برپایى آن نقش داشت، باعث اشتهار بیشتر آن حضرت گردید، به گونه اى که با خردسالى اش در دانش زبانزد خاصّ و عام گردید و موافق و مخالف، دوست و دشمن به علم و فضل او معترف شدند و شیعیان آن حضرت موقعیّت والایى یافتند. همان گونه که پدرش امام رضاعلیه السلام درباره وى فرموده بود: این، مولودى است که در اسلام پرخیر و برکت تر از او زاده نشده است.( بحارالانوار، ج 50، ص 20)

و چه بسا پذیرش این ازدواج تحمیلى از سوى حضرت، موجب به وجود آمدن زمینه اى براى این اشتهار و نقش بر آب شدن تمام نقشه هاى شوم مأمون باشد.( زندگانى سیاسى امام جواد(ع)، ص 105)

در روایت آمده: مأمون درباره ابوجعفر (امام جوادعلیه السلام) به هر حیله اى دست زد، اما به هیچ نتیجه اى نرسید(بحارالانوار، ج 50، ص 61.)؛ بلکه تمام حوادث موجب عظمت و شهرت بیشتر آن حضرت گردید.

یکى از عللى که معتصم - خلیفه عباسى - بعد از مأمون نتوانست وجود پربرکت امام جوادعلیه السلام را تحمّل کند، همین اشتهار وى و پیروان آن حضرت بود. از این رو، نقشه مسموم ساختن آن حضرت را به کمک امّ الفضل پیاده کرد.

یکی از اهداف مأمون، عوامفریبى بود؛ چنانكه گاهى مى‏گفت: من به این وصلت اقدام كردم تا ابو جعفر - علیه السلام - از دخترم صاحب فرزند شود و من پدر بزرگ كودكى باشم كه از نسل پیامبر ص و على بن ابى طالب - علیه السلام - است. اما خوشبختانه این حُقّه مأمون نیز بى نتیجه بود زیرا دختر مأمون هرگز فرزندى نیاورد!( ابن واضح، تاریخ یعقوبى، نجف، المطبعْ الحیدریْ، 1384 ه'. ق، ج 3، ص 189 - ابن شهر اشوب، مناقب آل أبى طالب، قم، المطبعْ العلمیْ، ج 4 ص .380 مأمون قبلاً هم به همین منظور یكى از دختران خود را به امام هشتم تزویج كرده و در آن مورد نیز ناكام مانده بود!) و فرزندان امام جواد - علیه السلام - همگى از همسر دیگر امام بودند.

از منظر امام جواد ع
نکته:ازدواج با زنهای نامناسب اختصاصی به امام جواد ع ندارد و در مورد برخی دیگر از معصومین همانند خود رسول اکرم ص نیز وجود دارد همانند ازدواج پیامبر با عایشه و ازدواج امام حسن ع با جعده که قاتل ایشان نیز هست و یا ازدواج امام رضا ع با ام حبیبه دختر مامون و یا حتی در باره برخی انبیای الهی نیز اتفاق افتاده همانند همسر نوح و لوط که در قران از انها به بدی یاد شده است حال با این وصف باید دید علت چیست ؟

از آنجا كه بى هیچ شكى، امام اهداف و مقاصد واقعى مأمون را از این گونه كارها مى‏دانست و نیز مى‏دانست كه او همان كسى است كه مرتكب جنایت بزرگ قتل پدرش امام رضا - علیه السلام - شده، این سوال مطرح می شود که چرا به این ازدواج تن داد؟
با توجه به سابقه مامون در این کار که در مورد امام رضا ع نیز چنین کاری کرده بود و دخترش ام حبیبه را به عقد امام رضا ع دراورده بود و با توجه به اینکه قصد مامون درمورد امام رضا ع که به چه نیتی او را به طوس فرخواند و با تهدید ایشان را به انجا اورد و دخترش ر ا به عقد ایشان دراورد در مورد امام جواد ع نیز همین مطلب صادق است و لذا به نظر مى‏ رسد كه موافقت امام با این ازدواج  بر اثر فشارى بوده است كه مأمون از پیش بر امام وارد كرده بوده است.

سوال :
از کجا معلوم که این ازدواج بر اثر اجبار و فشار مامون بوده است؟
جواب :
از انجا که امام ع می دانست
تناسبی با دختر مامون ندارد و نیز می دانست که مامون پدر بزرگوارش را به شهادت رسانده است در حالی که افراد عادی همانند من و شما ازدواج با دختر کسی که قاتل پدرش می باشد را نکوهش  می کنیم ایا شخصی مانند امام جواد ع  این مساله را نمی داند و یا ان را ناپسند نمی داند؟ برخورد امام ع نیز شاهد این مطلب هست که ایشان از این وصلت ناراضی بوده است

چند شاهد برای این مطلب:
1.جوّ اختناق و وحشتى که مأمون ایجاد کرده بود، به حدّى بود که امام جوادعلیه السلام که وقتى لقب امیرالمؤمنین که جز بر على بن ابى طالب علیه السلام حتّى به ائمّه معصومین دیگر نمى دادند، به مأمون بدهد، و در ابتداء خطبه عقد، در جواب مأمون که پرسید: آیا خود خواستگارى مى کنى؟ امام جوادعلیه السلام بفرماید: آرى یا امیرالمؤمنین...( ارشاد، ج 2، ص 273.)
این تعبیر در جواب شخصى مثل مأمون، حاکى از جوّ اختناق و وحشت است که امام جوادعلیه السلام را به تقیّه وادار مى کند و مجبور به پذیرش پیشنهادهاى مأمون مى نماید.
2.«حسین مكارى»، یكى از یاران امام جواد، مى‏ گوید: در بغداد خدمت امام جواد - علیه السلام - شرفیاب شدم و زندگیش را دیدم. در ذهنم خطور كرد كه، «اینك كه امام به این زندگى مرفّه رسیده است هرگز به وطن خود، مدینه، باز نخواهد گشت». امام لحظه‏اى سر به زیر افكند، آنگاه سر برداشت و در حالى كه رنگش از اندوه زرد شده بود، فرمود: اى حسین! نان جوین و نمك خشن در حرم رسول خدا ص نزد من از آنچه مرا در آن مى‏بینى محبوبتر است. به همین جهت امام در بغداد نماند و با همسرش «ام الفضل» به مدینه بازگشت و تا سال 220 همچنان در مدینه مى‏زیست.( بحار الأنوار،ج 50، ص 48)
3. ام فضل یک بار نامه ای نگاشت و از امام نزد مأمون شکایت کرد ولی مأمون در جواب او نوشت: ما تو را به عقد ابوجعفر درنیاوردیم که حلالی را بر او حرام کنیم، دیگر از این شکایت ها نکن.(
الارشاد، ص 323.)


کلمات کلیدی: ازدواج امام جواد ع ، ازدواج با ام فضل ، چرا امام جواد ع با ام فضل ازدواج کرد؟ ،

یکشنبه 26 دی 1389

دعای غریق

   نوشته شده توسط:    نوع مطلب :ادعیه و اذکار ،

یونس بن عبد الرحمن از عبد اللَّه بن سنان روایت كرده كه حضرت صادق (ع) فرمود: به این زودى براى شما شبهه‏اى پیش خواهد آمد كه نه علم خروج از آن را دارید و نه امامى (حاضر) هست كه شبهه را براى شما حل كند، و در سرگردانى خواهید ماند افرادى كه بخواهند از این گونه شبهات رهائى پیدا كنند باید دعاى غریق را بخوانند، گوید: عرض كردم دعاى غریق كدام است؟ فرمود: می گوئى: «یا اللَّه یا رحمان یا رحیم، یا مقلّب القلوب ثبّت قلبى على دینك» گفتم: «یا مقلّب القلوب و الابصار ثبّت قلبى على دینك» فرمود: خداوند مقلب قلوب و ابصار هست و لیكن همان طور كه من دستور دادم قرائت كن و بگو: «یا مقلّب القلوب ثبّت قلبى على دینك»
كمال الدین-ترجمه كمره‏اى، ج‏2، ص 21.


کلمات کلیدی: دعای غریق ،

پنجشنبه 23 دی 1389

استاد فاطمی نیا: پس کی می خواهیم متحول بشویم؟

   نوشته شده توسط:    نوع مطلب :اخلاق ،

نکات برگزیده زیر از بعضی سخنرانی های استاد فاطمی نیا در سال 85 استخراج شده است که امید است مورد استفاده خوانندگان عزیز قرار گیرد و چراغ راهمان باشد.


ادامه مطلب

کلمات کلیدی: استاد فاطمی نیا ، اخلاق ، استجابت دعا ، توبه ، پشیمانی ،

منبع: عصر ایران ،

دوشنبه 1 آذر 1389

ارتداد

   نوشته شده توسط:    نوع مطلب :عقاید ،

ارتداد
ارتداد در لغت به معنای بازگشت ورجوع است(لسان العرب ،ج3 ، ص 174 و الصحاح ج 2 ،‌ص 473)
در قران نیز به همین معنا امده است
 
وَمَنْ یرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِینِهِ فَیمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ... (البقرة/217)

وَدَّ كَثِیرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ یرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِیمَانِكُمْ كُفَّارًا حَسَدًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَینَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّى یأْتِی اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ(البقرة/109)

مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِیمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمَانِ وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَیهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ(النحل/106)

كَیفَ یهْدِی اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إِیمَانِهِمْ وَشَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءَهُمُ الْبَینَاتُ وَاللَّهُ لَا یهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ(آل عمران/86)

یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تُطِیعُوا فَرِیقًا مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْكِتَابَ یرُدُّوكُمْ بَعْدَ إِیمَانِكُمْ كَافِرِینَ(آل عمران/100)

یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تُطِیعُوا الَّذِینَ كَفَرُوا یرُدُّوكُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِینَ(آل عمران/149)

ارتداد در اصطلاح دینی، به دین دیگری درآمدن است و در فقه اسلامی بازگشت از اسلام و قبول كردن آئینی دیگر (مغنی ج10 ص 74شرایع الاسلام)
اقسام مرتد
1. فطری : كسی كه از والدین مسلمان به دنیا امدهو بعد از بلوغ ائین اسلام را اظهار كرده و بعد از دین اسلام برمی گردد
2.ملی : كسی كه از والدین غیر مسلمان به دنیا بیاید و بعد مسلمان شده و بعد از دین اسلام بر می گردد
احكام مرتد:
فطری:
1. مرتد فطری مرد: اگر واقعا توبه كند توبه اش نزد خدا پذیرفته است اما در هر صورت كشته می شود
2. مرتد ملی مرد :اگرتوبه كند پذیرفته می شود و حكم قتل از او برداشته می شود
ولی اگر توبه نكند حكمش اعدام است
3. مرتد زن (ملی یا فطری) :زن در هر دو صورت اگر توبه كند توبه اش پذیرفته می شود وگرنه حبس و تعزیر می شود ( تحریر الوسیله ج2 ص 329)
عوارض ارتداد:
1.فسخ عقد ازدواج بدون طلاق، بی اعتبار شدن مالكیت اموال
2.در برخی دیگر اگر توبه كند پاك است عباداتش مقبول و اموال جدیدش را مالك خواهد شد
ملاك تحقق ارتداد شرعی:
ارتداد از نوع توقف و تردید نیست بلكه از سنخ انكار و نفی است
مرتد كسی است كه با لجاجت و سرسختی اصول دین را كه نزد همه مذاهب اسلامی مورد پذیرش است  و یا اموری كه دینی بودن ان بدیهی است را انكار كند
ارتداد وقتی محقق می شود كه انكار ضروری دین ملازم با انكار اصول دین باشد و مرتد به این مساله متوجه و ملتزم باشد اما اگر از روی شبهه و یا جهل و عصبانیت باشد حد برداشته می شود بر طبق قاعده الحدود تدرء بالشبهات
نكته: كسی كه به یكی از ضرریات دین عمل نمی كند اما نه از روی انكار بلكه با اینكه ان حكم را قبول دارد ولی به ان پایبند نیست از روی غفلت و یا جهل به عواقب سوء ان به چنین شخصی مرتد گفته نمی شود مانند كسی كه حجاب خود را رعایت نمی كند
اسلام به تحقیق و انتخاب آگاهانه و با بصیرت دعوت می كند در قران در چند ایه به این مطلب اشاره شده و آن را مقدمه ایمان می شمارد:
وَلَا تَقْفُ مَا لَیسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا(الإسراء/36)

وَإِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ یضِلُّوكَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ إِنْ یتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا یخْرُصُونَ(الأنعام/116)

الَّذِینَ یسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ(الزمر/18)

(اصول كافی ج 2 ص 425)
و به مشركین برای مطالعه دین پناه داده (توبه 6)
سوال با اینكه شما می گوئید اسلام انتخاب اگاهانه و ازادانه را پیشنهاد می كند و قران می فرمائید لااكراه فی الدین پس چرا مرتد را اعدام می كنند
جواب : آیه در مقام بیان خارج بوده و لذا معنای ایه این چنین است كه اصلا امكان ندارد اكراه در دین صورت بگیرد چرا كه امور قلبی اكراه بردار نیستند مانند اینكه به كسی بگوئیم تو حتما باید فلانی را دوست داشته باشی در حالی كه محبت نسبت به كسی با اكراه و اجبار قابل تحقق نیست و اگر خود شخص از فردی به خاطر مواردی مانند اخلاق و یا ظاهر زیبا و ... خوشش بیاید خود به خود نسبت هب او محبت پیدا می كند
اما چرا مرتد باید اعدام شود؟
با توجه به تفصیلی كه قبلا در مورد حكم مرتد گفتیم اینك به علت این حكم می پردازیم:
گفته شد كه اسلام طرفدار تحقیق و انتخاب آگاهانه و با بصیرت است اما تحقیق هم دارای شرایط و ضوابطی هست كه باید رعایت شود(زمر 18) چرا كه اگر تحقیق روشمند نباشد و اصول و قواعد ان رعایت نشود عقلا قابل پذیرش نبوده و برای فرد محقق حجت نمی باشد
در مورد ارتداد باید بگوئیم كه صرف تغییر عقیده و یا شك در دین مستوجب كفر و ارتداد نیست و شكدر یكی از ضروریات دین برای شروع به تحقیق حتی خوب هم هست
طبق گفته مرحوم علامه جعفری : شك گذرگاهی خوب و ایستگاهی بد است
بله شك از این جهت كه انسان را به فكر تحقیق و بررسی و متقن كردن عقاید و باور ها می اندازد ستودنی است ولی اگر انسان در این شك بماند موجب هلاك و گمراهیست
سوال : اگر كسی با تحقیق به دینی غیر از دین اسلام رسید چرا باید كشته شود؟
جواب : اولا در مورد حكم اعدام مرتد باید بگوئیم كه هر كسی كه از دین ولو با تحقیق بر می گردد كشته نمی شود و شرط اعدام مرتد این هست كه بر اساس باور خود در جامعه اسلامی شروع به اعلان و تبلیغات سوء كند و به ترویج این افكار و عقاید بپردازد مستوجب قتل می شود
حال حكمت این حكم چیست؟
در هر جامعه ای با توجه به دین وفرهنگ پذیرفته مردم ان جامعه یك فرهنگ مقوبل و عمومی وجود دارد كه مخالفت با این فرهنگ مورد پذیرش مردم ان جامعه نیست
هرچند قبول داشتن یا نداشتن یك فرهنگ یا دین خاص جزء حقوق فردی است اما وقتی با حقوق و مصالح اجتماعی در تعارض باشد كما اینكه رواج عقاید مخالف هم جزء همین است ، مصالح عمومی مقدم داشته خواهد شد
كما اینكه جاسوسی با توجه به اصل آزادی فردی جرم نیست اما چون به ضرر جامعه است بدترین مجازات ها را دارد
در روایت به كسی را كه در جامعه تبلیغات سوء می كند به كسی تشبیه شده كه در داخل كشتی نشسته و می خواهد جای خود را سوراخ كند هر چند كه فقط جای خود را سوراخ می كند اما با این كار همه ساكنان كشتی را به ورطه هلاكت و نابودی می كشاند
اگر كسی به جان و مال مردم اسیب می زند و برای انها حرمتی قائل نیست مردم چه انتظاری از حكومت دارند در حالی كه مسائل دینی بسی مهمتر از مسائل مالی و حتی جان هست
ارتداد ترویج و ایجاد بی دینی و سبب ایجاد شك در دل مومنا  است افرادی كه بعضا شاید قدرت تحلیل مسائل را ندارند و نمی توانند در مباحث بعضا تخصصی دین وارد شده و نظر دهند كه با این كار در دل این ها شك افتاده و ایمانشان سست می شود پس حكم ارتداد در واقع دفاع از اصیل ترین حق جامعه انسانی است و این یك اصل عقلانی و پذیرفته شده همه مكاتب حقوقی و فلسفیست
اگر فردی مرتد شود و اظهار نكند و یا لااقل تبلیغ ننماید حكومت اسلامی با او ملایم برخورد می كند ولی ارتدادهای گروهی و سامان یافته همانطور كه در عصر رسول خدا انجام می شد چیزی جز تحقیر دین و ایجاد شكاف در جامعه و تشویق ناآگاهان به پیوستن به آنها و تشویش اذهان افراد معمولی جامعه نبوده (ال عمران 72)و قابل گذشت و اغماض نمی باشد
ارتداد همانند ویروسی مسری است كه می خواهد جامعه را آلوده كند
سوال :چرا وقتی در جامعه های غری با افراد تازه مسلمان شده برخورد می كنند داد شما در می اید و خواستار رهائی انان می شوید ولی در جامعه اسلامی اگر كسی مرتد شد باید كشته شود؟
جواب: اولا براساس حقوق بشری كه مورد قبول خود جوامع غربی است  یكی از مواد ان حق ازدی انان هست این چنین برخورد ها با مبنای خودشان ناسازگار است
ثانیا:نگاه دوگانه جامعه مسیحی با این مساله نیز خود جای تامل دارد
جامعه مسیحیان حكم ارتداد اسلام را به چالش می كشند و اگر یك فرد مسیحی مسلمان شود او را از هستی ساقط می كنند اما اگر یك مسلمان مسحی شود ندای حقوق بشر سر می دهند و بحث آزادی را مطرح می كنند ایا این یك بام و دو هوا نیست؟ (بقره 217)
اخراج از كار، محرومیت از ارث ، بیرون كردن از خانه منع ازدواج دختر مسیحی با مرد مسلمان شده و ...
هنوز مرگ مشكوك ادواردو مانیلی از اذهان مردم دنیا پاك نشده
حال شما قضاوت كنید
مجدی علام مسلمان نمای مصری تبار كه طبق گفته خود نه نماز می خوانده و نه روزه می گرفته و به مواضع اسلام ستیزانه و طرفداری از اسرائیل شهرت دارد به ظاهر اسلام نداشته اش را ترك گفته و مسیحی شده كه در حقیقت اصلا مسلمان نبوده تا از دین خارج گردد
اما نكته قابل تامل داستان در این جاست كه وی توسط بندیكت پاپ واتیكان غسل تعمید داده می شود و به صورت زنده در 57 تلوزیون معروف جهان نشان داده می شود در حالی كه ادعای گفتگوی ادیان و موضوع مشترك برای گفتگو در میان ادیان است كه با این كار نفاقت خود را نشان می دهد
حال قضاوت با خود شما
در این نوشته از منابع زیر استفاد شده است
1.دانشنامه كلام اسلامی
2.مجله كلام اسلامی شماره 65 و 69
3.آزادی و دموكراسی از دیدگاه اسلام و لیبرالیسم ، علی ربانی گلپلیگانی
 


تعداد کل صفحات: 9 1 2 3 4 5 6 7 ...