تبلیغات
طوبی

برخی از معصومین از خدا درخواست مرگ کرده اند همانند حضرت زهرا سلام الله علیها یا امام کاظم علیه السلام و همچنین حضرت مریم که فرمود: « یا لیتنی مت قبل هذا» با این وجود اشکالی دارد که از خدا بخواهیم مرگ ما را برساند؟

ما براساس ایمانمان آخرت را دوست داریم؛ ولی بالاخره قصورها و تقصیرهایی داریم  که البته  همیشه با این امید و تصمیم هستیم که بتوانیم مقداری از آن‌ها را جبران کنیم؛ اما معمولا از مرگ ترس داشته و آن را دوست نداریم.

امیر المومنین علیه السلام  خطاب به حارث همدانی می فرمایند:
وَأَكْثِرْ ذِكْرَ الْمَوْتِ وَمَا بَعْدَ الْمَوتِ، وَلاَ تَتَمَنَّ الْمَوْتَ إِلاَّ بِشَرْط وَثِیق.

بسیار به یاد مرگ و منزلهاى پس از آن باش، امّا هرگز آرزوى مرگ مكن مگر آنگاه كه صددرصد به رضایت الهى مطمئن باشى.
درخواست مرگ از طرف حضرت زهرا سلام الله علیها یا امام کاظم علیه السلام ، حضرت مریم و ... که صد در صد مطمئن به رضایت خداوند هستند ایرادی ندارد. ولی برای کسی که چنین اطمینانی ندارد درخواست مرگ مطلوب نیست و واقعا چه کسی هست که علم و یقین دارد که خداونداز او راضی هست ؟

پس ما باید به جای درخواست مرگ از خدا درخواست اصلاح خود را داشته باشیم و دعای عاقبت بخیری و پاکی قبل از مرگ .

اما در خواست مشروط و یا درخواست مرگ در راه خدا و شهادت و یا دعا برای لقاءالله که آرزوی هر مومنی می باشد مانعی ندارد.

امام سجاد علیه السلام به خدا عرض می کند :
«وَ عَمِّرْنِی مَا كَانَ عُمُرِی بِذْلَةً فِی طَاعَتِكَ، فَإِذَا كَانَ عُمُرِی مَرْتَعاً لِلشَّیْطَانِ فَاقْبِضْنِی إِلَیْكَ قَبْلَ أَنْ یَسْبِقَ مَقْتُكَ إِلَیَّ، أَوْ یَسْتَحْكِمَ غَضَبُكَ عَلَیَّ»

و به من عمر بده تا زمانی كه در طاعت تو به سر شود و چون عمر من مرتع و چراگاه اهریمن گردد، جان من بستان پیش از آنكه خشم تو بر من سبقت گیرد یا غضب بر من مستحکم شود.

نکته ای دیگر درباره درخواست مرگ از طرف معصومین علیهم السلام

خداوند می فرماید: «قُلْ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ هَادُوا إِن زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِیَاء لِلَّهِ مِن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِینَ ؛ اگر راست می‌گویید که از اولیای خدا هستید تمنای مرگ کنید.»

طبق برداشتی که از این آیه می شود که فرمود ان کنتم اولیاء لله یکی از عللی که اولیای خدا تمنای مرگ می‌کنند اثبات دروغ کسانی است که به دروغ خودشان را اولیای خدا می‌نامیدند که خداوند بعد از آن می فرماید «و لا یتمنونه ابدا بما قدمت ایدیهم » آنها به خاطر اعمالی که انجام داده و از پیش فرستاده اند از مرگ وحشت دارند و هرگز تمنای مرگ نمی کنند اما اولیای الهی که تشنه دیدار محبوب هستند همیشه آرزوی دیدار حضرت دوست را دارند و از مرگ هراسی نخواهند داشت


جمعه 14 آبان 1389

گفتگوی حضرت یحیی علیه السلام و ابلیس

   نوشته شده توسط:    


ابلیس از زمان آدم علیه السّلام نزد همه پیمبران مى‏آمد تا مسیح مبعوث شد، با آنها گفتگو میكرد و از آنها پرسش مینمود و با هیچ كدام بیشتر از یحیى بن زكریا انس نداشت.

یحیى گفت: اى ابا مرّه من بتو نیازى دارم گفتش تو را ارجمندى بیش از آنست كه من خواهش تو را رد كنم هر چه خواهى بخواه كه من در فرمانت مخالفت ندارم.

فرمود: اى ابا مرّه میخواهم همه دامهایت كه آدمیزاده را با آنها شكار میكنى بمن بنمائى گفت بسیار خوب و فردا را باو نوید داد.

بامداد فردا یحیى در خانه نشست و در خانه را بست چشم بوعده‏ گاه بود و نفهمید كه شیطان از دریچه كه در اطاقش بود برابر او آمد با چهره‏اى چون میمون و تنى چون خوك و دو چشم دراز در چهره، دندانها و دهانش در درازى چهره شكافى بودند در یك استخوان بیچانه و ریش، چهار دست داشت دو تا در سینه و دو  در شانه پاشنه‏هاش در جلو بودند و انگشتان پاهاش در دنبال قبائى بر تن داشت كه كمرش را بسته بود با كمربندى كه رشته‏هاى سرخ و زرد و سبز و همه رنگ بدان آویخته بودند و زنگ بزرگى بدست و خودى بر سر و بر خودش آهنى آویخته چون قلاب و چرن.

 یحیى خوب او را ورانداز كرد گفتش این كمربند میانت چیست؟

گفت این كیش گبریست كه منش ساختم و نزد آنها آرایش دادم. فرمود: این رشته‏ها و رنگها چیستند؟

گفتش اینها كارهاى زنانند  پیوسته زن جلوه‏گرى میكند تا رنگى از او بگیرد و مردم را بدان بفریبد، فرمودش این زنگى كه در دست دارى چیست؟

گفت مجمع همه لذتها از طنبور و تار و دایره و طبل و ناى و سرنا، و خوش‏گذرانها بر سر سفره میخوارى خود نشینند و از آن لذت نبرند و من این زنگ را میان آنها بجنبانم و چون آوازش را بشنوند طرب آنها را سبك كند و برقص آیند و انگشت بر هم سایند و جامه بدرانند.

فرمودش چه چیز چشمت را روشنتر كند؟

گفت: زنها كه دامها و بندهاى منند، و چون نفرین نیكان و لعنت آنها بار مرا سنگین كنند نزد زنها روم و بدانها خوشدل شوم.

یحیى باو گفت: این خود كه بر سر دارى چیست؟

گفت از نفرین مؤمنان با آن خود را نگهدارم،

گفت: این آهنى كه در آن بینم چیست؟ گفت دل خوبان را با آن قلاب كنم.

یحیى گفت: هرگز شده كه بمن پیروز شده باشى؟

گفت: نه ولى تو یك خصلتى دارى كه آن را خوش دارم.

یحیى گفت: آن چیست؟ گفت تو پر خورى و چون افطار كنى و بخورى و سیر شوى و از برخى نماز و شب زنده دارى خود در شب باز مانى از این كار

 یحیى فرمود: من با خدا عهد مى‏كنم كه دیگر سیر نخورم تا او را ملاقات كنم. ابلیس گفت: من هم با خدا عهد مى‏كنم كه بمسلمانى اندرز ندهم تا بمیرم. از نزدش بیرون شد و دیگر بدو باز نگشت.

منبع: آسمان و جهان-ترجمه كتاب السماء و العالم بحار، ج‏7، ص، 173


کلمات کلیدی: ابلیس ، گفتگوی یحیی و ابلیس ،

حمد بر مصیبت و بلای امام حسین (علیه‌السلام)
واقعة عاشورا، بلایی بود که امام حسین (علیه‌السلام)، آن را به جهت هدایت ما، تحمل کرد. اگر انسان به چرایی وقوع آن حادثه پی ببرد، خدا را برای این مصیبت، حمد خواهد کرد و این، همان حمدی است که در سجدة آخر زیارت عاشورا به جا می‌آوریم.
در حقیقت، کشتی نجاتی که پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم)، امام حسین (علیه‌السلام) را ناخدای آن می‌دانند، همان ابتلا و مصیبت عظیم ایشان است و بهترین راه‌ ورود به این کشتی، توجه به این مصیبت. لذا در زیارت عاشورا، پس از ابراز محبت می‌خوانیم: «و اسئل الله بحقکم و باشأن الذی لکم عنده ان یعطینی بمصابی بکم افضل ما یعطی مصاباً بمصیبته ما اعظمها و اعظم رزیتها فی الاسلام و فی جمیع السموات و الارض».
در اثر این مصیبت، شفاعت دنیایی و اخروی امام حسین (علیه‌السلام)، نصیب ما می‌شود. شفاعت دنیایی آن حضرت (علیه‌السلام)، آن است که حیات و ممات ما را برای خدا قرار می‌دهد و شفاعت اخروی ایشان، نجات از عذاب و عقوبت گناهان است و این، در واقع، کسب تمام خیر دنیا و آخرت است.


توضیح بیشتر

گاهی اوقات برخی از جوانان می گویند که من به فلان شخص علاقه دارم و کلی هم دعا کردم شما که میگین خدا دعاها رو مستجاب میکنه پس چرا خدا خواسته ام رو بهم نمیده؟
جواب با توجه به حدیثی که امیر مومنان علی علیه السلام می فرماید مشخص می شودکه فرمودند:

«إنّ اللّه َ سُبْحانَهُ یَجری الاْءُمورَ عَلی ما یَقْتَضیهِ لا عَلی ما تَرْتَضیهِ.»
(غرر الحكم و دررالكلم، فصل 9، ح56.)
«خداوند سبحان کارها را مطابق مصالح، جاری می کند نه بر طبق( میل و ) رضایت تو» موید این روایت فرمایش خداوند در قران کریم است آنجا که فرموده:

«عسی أن تَكْرَهُوا شَیئا وَهُوَ خَیْرٌ لَكُمْ وَعَسی أَنْ تُحِبُّوا شَیئا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللّه ُ یَعْلَمُ وَأنْتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ» (بقره/216)
«چه بسا از چیزی اكراه داشته باشید در حالی كه خیر شما در آن است یا چیزی را دوست بدارید، در حالی كه بدی شما در آن است و خدا می داند و شما نمی دانید.»
و در آیه دیگر می فرماید:


«فَعَسی أَنْ تَكْرَهُوا شَیئا وَیَجْعَلَ اللّه ُ فِیه خَیرا كَثیرا»(النساء/19)
«چه بسا از چیزی كراهت دارید و خداوند در آن نیكی فراوان قرار داده است.» یعنی محدودیت علم شما در بسیاری از موارد مانع تشخیص خیر و شر است، بنابراین نمی توان تنها به ظاهر حوادث نگاه كرد و قضاوت نمود. و لذا بهترین کار این هست که امور خود را به خدا واگذار کنیم و به او توکل کنیم که او به کار های ما آگاه و بهترین پشتوانه و کمک کار است.


«أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ»(غافر/44)
من کار خود را به خدا واگذارم که خداوند نسبت به بندگانش بیناست!


شنبه 8 آبان 1389

دعائی برای قنوت

   نوشته شده توسط:    نوع مطلب :ادعیه و اذکار ،

حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم:

«لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْحَلِیمُ الْكَرِیمُ سُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الْأَرَضِینَ السَّبْعِ وَ مَا بَیْنَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ»

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
( كافی، ج‏3، ص‏124).


تعداد کل صفحات: 9 1 2 3 4 5 6 7 ...