تبلیغات
طوبی - خدا که می داند عده ای کافر خواهند شد چرا آن ها را خلق می کند تا در اخرت عذاب ببینند؟

خداوند از همه اسرار ما با خبر است و می داند سر انجام کار بنده اش چه می شود،( بهشتی است یا جهنمی)پس چرا بنده گناهکارش را به جهنم می فرستد تا عذاب ببیند؟

انسان حس فطری خداجوئی و خداشناسی دارد و این سرمایه اصلی ما برای رسیدن به کمال است و مایه اصلی ایمان اوردن ما نیز همین فطرت است . هدف از آفرینش انسان ها و اجنه در قران عبادت و بندگی است«و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون» (سوره ذاریات آیه 56) چون خدا نیازی به عبادت ما ندارد «إِن تَکفِرُوا أَنتُم وَ مَن فِی الأرضِ جَمیعاً فإنَّ اللّه لَغَنیٌ حَمید»(سوره ابراهیم آیه 8)
غرض و غایت از خلق برای ما مخلوقات است نه خداوند متعال.
من نکردم خلق تا سودی کنم
بلکه بر بندگان جودی کنم

خداوند متعال هستی مطلق است و پاک و منزه از آن است که هدفی بیرون از ذات خود داشته باشد چون غنی محض است ولی خدای حکیم از آفرینش انسان هدفی دارد که آن کمال خود عباد است و آن هدف درسایه عبادت به وجود می آید.

دنیا محل امتحان انسان است «اَلَّذی خَلَقَ المَوتَ وَ الحَیَوه لِیَبلُوَکُم أیُّکُم اَحسَنُ عَمَلاً و هُوَ العزیزُ الغَفُور» :«همان کسی که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدامیک بهتر عمل می کنید و او شکست ناپذیر و بخشنده است.» (سوره ملک آیه 2)

خداوند موجودات را با ربوبیتش پرورش داده از نقص به کمال می برد و این هدف عبودیت و بندگی ماست و این است فلسفه عبادات و نیایشهای ما. به این ترتیب نتیجه می گیریم که هدف آفرینش ما پیشرفت و تکامل هستی ماست .تکامل ما انسانها در گرو اصل وجود ماست و این قدم اول برای مسیر تکامل است و تکامل ما در گرو، داشتن امکاناتی هست که خدا به ما داده است مانند عقل، احساسات و عواطف ، اراده و اختیار و  ...پس هدف نهایی آفرینش عبادت می باشد و  مفهوم آن تکامل انسان است.

از امام موسی بن جعفر (علیه السلام) سوال کردند معنی این سخن پیامبر چیست که فرموده « اِعمَلُوا فَکل میسر لما خَلَقَ لَه » كار كنید; هر كس امكان انجام كارى را كه براى آن آفریده شده است دارد» امام فرمودند :« اِنَّ اللّه عزَّوَجلَّ خَلَقَ الجِنَّ و الإنسَ لِیَعبُدُوهُ ، وَلَم یَخلُقُهُم لیعصوه و ذلک قوله عَزَّوجََّل و ما خَلَقتَ الجِنَّ و الإنسَ الا لِیعبدون فیسر کَلّا لَمّا خَلَقَ لَه ،فَوَیلٌ لِمَن استَجَب العمی عَلَی الهُدَی » «خداوند بزرگ جن و انس را برای این آفریده که او را عبادت کنند ، برای این نیافرید که نافرمانیش نمایند و این همان است که می فرماید :« و ما خلق الجن و الإنس الا لیعبدون » و چون آنها را برای اطاعت آفریده راه را برای رسیدن به این هدف برای آنها آسان کرده و هموار ساخته ، پس وای به حال کسی یا کسانی که چشم بر هم گذارند و نابینایی را بر هدایت ترجیح دهند» .

خداوند انسان را برای اطاعت و بندگی ساخته و امکانات ان را نیز در اختیار او قرار داده شخصی از امام صادق (علیه السلام ) در مورد تفسیر آیه « و ما خلقت الجن و الإنس الا لیعبدون » سوال کرد امام فرمودند :« خَلَقَهُم لِلعِبادَه » آنها را برای عبودیت آفریده است . عرض کرد آیا گروه خاصی منظور است یا همه مردم ؟ که امام در جواب فرمودند : همه مردم .

آفرینش لازمه خداوندی خداست زیرا او کمال مطلق است و هر کمالی را داراست یکی از کمالات او فیاض بودن است و به اقتضای فیاضیتش می آفریند ، به عبارت دیگر خداوند متعال با صفات کمالش علت آفرینش است و با وجود علت ،وجود معلول تخلف ناپذیر است،پس آفرینش لازمه خداوندی اوست.

آفرینش ما به اختیار خودمان نبوده است ؛ پس از به دنیا آمدن،رشد کردن و تعقل است که چنین سوالاتی برایمان پیدا شده است که چرا خدا کافر را خلق کرده و از سوی دیگر ما قبل از آمدن به دنیا در جای دیگر نبوده ایم که احتمال دهیم سرنوشتی متفاوت با آنچه هست می داشتیم و یا احتمال دهیم که می بودیم و می دیدیم که در فرض نبودنمان چه می شد. و بعد از خدا بخواهیم که ما را خلق نکند

سوالی ممکن است اینجا پیش بیاید و ان اینکه : ما نبودیم و نمی دانستیم خداوند که از همه اسرار ما باخبر است و می داند سرانجام کار بنده اش چه می شود بنده اش بهشتی یا جهنمی است چرا بنده گناهکار را می آفریند تا به جهنم رفته،عذاب ببیند؟

جواب :
خداوند از همه اسرار ما باخبر است و می داند سرانجام کار بنده اش چه می شود . از ازل می داند چه اتفاقی در چه زمان و چه مکانی رخ می دهد،گروهی از علم ازلی پروردگار به اشیاء ،جبر را نتیجه گرفته اند اما صحیح آن اینست که خداوند از ازل می دانست فلانی با اختیار خود کاری را انجام می دهد.
در افعال اختیاری که علت ،اختیار و قدرت و اراده آدمی است،خداوند می داند که فردی به سوء اختیار خود گناه می کند یا دیگری به حسن اختیار خود راه ثواب در پیش می گیرد.پس علم ازلی مجوّزی برای گناه و جبری گرایی نیست

امیر المؤمنین در خطبه «همام» می فرماید:«فَانَّ اللّه ـ سُبحَانَهُ وَ تَعَالَی ـ خَلَقَ الخَلقَ حِینَ خَلقَهُم غَنِیَّاً عَن طاعَتِهِم آمَنَاً مِن مَعصِیَتِهِم،لِاَنَّهُ لا تَضِرهُ مَعصِیَتَه مِن عصاه و لا تَنفَعُهُ طَاعَه مِن طاعه» «پس خداوند ـ سبحان و بلند مرتبه ـ آفریده ها را آفرید ،در حالی که از فرمانبرداری آنها بی نیاز و از سرکشی آنها ایمن بود زیرا سرپیچی سرکشان او را ضرر نمی رساند و فرمانبرداری فروتنان او را فایده ای ندارد.

بهشت، پاداش اعمال نیک ما انسانهاست که ما به حسن اختیار خود انجام داده ایم، البته خداوند می داند چه کسی بهشتی و چه کسی جهنمی است،اما او می داند چه کسی از نعمت هایی که در اختیارش گذارده شده سوء استفاده کرده و با قدرت و اراده خود به دوزخ می رود خداوند هیچ کس را بی دلیل به بهشت و جهنم نمی برد.

بهشت و جهنم نتیجه و ثمره کار دنیوی ماست :«الدُّنیا مَزرَعَهُ الآخِرَه » هر چه در این دنیا کاشتیم در آن دنیا برداشت می کنیم . بهشت و جهنم نتیجه مستقیم عمل و رفتار و کردار و گفتار ماست و سود و زیانش هم به ما بر می گردد،
حضرت علی علیه السلام می فرماید: ارزش وجودی شما جز بهشت چیز دیگری نیست. پس خود را به غیر از بهشت نفروشید.

خداوند ما را برای بهشت و آسایش آفریده است و راه را از چاه به ما نشان داده است
إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً
ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاكر باشد (و پذیرا گردد) یا كفران كند.
 
چندین چراغ دارد و بیراهه می رود
بگذار تا بیفتد و ببیند سزای خویش


گناهکارانی که در قیامت به عذاب الهی گرفتار می شوند پس از مدت زمانی معین عذاب آنها پایان یافته و یا از طریق شفاعت بخشیده می شوند اما عده ای هستند که هیچ زمینه ای برای بخشش و پاک شدنشان وجود ندارد مانند کافران و معاندین که این افراد همیشه در عذاب جهنم گرفتار خواهند بود و این امر منافاتی با رحمت بیکران خداوند متعال نداردزیرا:
اولاً رحمت الهی قابل مقایسه با عواطف انسانی نیست ، انسان گاه بر اثر عواطف خود حکمی بر خلاف حکمت و مصلحت صادر می کند در حالی که رحمت خداوند عین حکمتش است و اگر عدل و حکمت اقتضای خلود در جهنم را داشته باشد ، رحمتش بر خلاف آن حکم نمی کند.
ثانیا ً کیفر اخروی مانند عقوبتهای دنیایی جنبه قرار دادی و اعتباری ندارد ، بلکه تجسم عینی عمل (کارهائی که در دنیا انجام داده در اخرت به صورت عذاب خود را نشان می دهد)است و انسان که موجودی جاودانه است اعمالش نیز جاودانگی است و کسانی که نفس خود را پلید و شیطانی می پرورند در قیامت ، خود عذاب خویشند «والَّتِی تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ ؛آتشی که از دلها سرمی‌زند! » سرمایه حیات ابدی آنها همان کنشها و خصلتهایی است که خود کسب کرده اند .

کسی که در این دنیا گناهی کرده یا با حضرت حق عناد و لجاجت دارد یعنی با اوامر حق مخالفت می کند این طغیان و مقابله در این دنیا پشت پرده حجاب است و انسان در حیات دنیوی از این باطن بی خبر است و باطن عمل را نمی بیند، وقتی حجاب یا حجابها مرحله به مرحله کنار رفت و آنچه در نهایت به ظهور و بروز می رسد مواجه با خداوند قهار است یعنی خدایی که هر چه در مقابلش به عنوان مقابله کننده بایستد او را طرد و لعن و خرد می کند .

پس پیشرفت و حرکت اهل ضلال در عمق و باطن ضلالت ، پیش رفتن و مواجه گشتن با اسماء غضب طرد و لعن و رد الهی است ، آیاتی که دلالت می کند بر هدایت شدن مجرمان در روز قیامت به راه جهنم ناظر به همین واقعیت هست یعنی طریق جهنم که منتهی به جهنم می شود و منحرفان در قیامت به آن هدایت می شوند و صورت اصلی و باطنی همان راه ضلالت دنیوی است .

ترجمه آیاتی از قرآن به همین مطلب اشاره دارد :
«ای وای بر ما این روز جزاست همان روزی که آن را تکذیب می کردیم ـ سپس خطاب می آید به سوی ملائکه ـ کسانی را که ستم کرده اند با هم ردیفانشان و آنچه غیر از خدا پرستیده اند گرد آورید (و جمع کنید ) و به سوی راه (یا راهی که )جهنم (منتهی می شود )رهبری شان کنید .

این آیه با صراحت کامل بیان می کند که بعد از حشر و جمع شدن منحرفان  تازه آنها به دنبال راه پیش گرفته در دنیا و برزخ پیش می روند پس معلوم است که حرکت در هر نظامی ادامه دارد و برای اهل ضلالت که اثرش جهنم و جهنمی هاست بروز می کند .

پس دوزخیان حتماً از آن (میوه های درخت زقوم که از قعر آتش سوزان ) می خورند و شکمها را از آن پر می کنند ، آنگاه بازگشتشان بی گمان به سوی دوزخ و جهنم است .

شجره زقوم شجره ای است که ریشه اش از اصل جهنم روییده و شاخه و برگش تا این نظام دنیوی کشیده شده است ، عمل بد ، فکر بد ، عقیده بد ، صفت بد هریک گرفتن شاخه ای از این درخت است که انسان را پیش می برد تا با اصل و ریشه آن که در عمق جهنم است می کشاند ، دائم از میوه های این درخت تغذیه می کند و شکمهای خود را از آن پر می کند تا آماده شوند برای پیش رفتن در قدمهای بعدی و این مرحله به مرحله ادامه دارد تا به جهنم که ریشه درخت زقوم در آن حالت رسیده و در عمق آن فرو روند آیا این جز حرکت اهل ضلالت چیز دیگری است ؟

این نوشته برگرفته شده از مقاله ی محمد گرمسیریان هست با تغییر و تلخیص