تبلیغات
طوبی - مطالب عقاید
دوشنبه 1 آذر 1389

ارتداد

   نوشته شده توسط:    نوع مطلب :عقاید ،

ارتداد
ارتداد در لغت به معنای بازگشت ورجوع است(لسان العرب ،ج3 ، ص 174 و الصحاح ج 2 ،‌ص 473)
در قران نیز به همین معنا امده است
 
وَمَنْ یرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِینِهِ فَیمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ... (البقرة/217)

وَدَّ كَثِیرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ یرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِیمَانِكُمْ كُفَّارًا حَسَدًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَینَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّى یأْتِی اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ(البقرة/109)

مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِیمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمَانِ وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَیهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ(النحل/106)

كَیفَ یهْدِی اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إِیمَانِهِمْ وَشَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءَهُمُ الْبَینَاتُ وَاللَّهُ لَا یهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ(آل عمران/86)

یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تُطِیعُوا فَرِیقًا مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْكِتَابَ یرُدُّوكُمْ بَعْدَ إِیمَانِكُمْ كَافِرِینَ(آل عمران/100)

یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تُطِیعُوا الَّذِینَ كَفَرُوا یرُدُّوكُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِینَ(آل عمران/149)

ارتداد در اصطلاح دینی، به دین دیگری درآمدن است و در فقه اسلامی بازگشت از اسلام و قبول كردن آئینی دیگر (مغنی ج10 ص 74شرایع الاسلام)
اقسام مرتد
1. فطری : كسی كه از والدین مسلمان به دنیا امدهو بعد از بلوغ ائین اسلام را اظهار كرده و بعد از دین اسلام برمی گردد
2.ملی : كسی كه از والدین غیر مسلمان به دنیا بیاید و بعد مسلمان شده و بعد از دین اسلام بر می گردد
احكام مرتد:
فطری:
1. مرتد فطری مرد: اگر واقعا توبه كند توبه اش نزد خدا پذیرفته است اما در هر صورت كشته می شود
2. مرتد ملی مرد :اگرتوبه كند پذیرفته می شود و حكم قتل از او برداشته می شود
ولی اگر توبه نكند حكمش اعدام است
3. مرتد زن (ملی یا فطری) :زن در هر دو صورت اگر توبه كند توبه اش پذیرفته می شود وگرنه حبس و تعزیر می شود ( تحریر الوسیله ج2 ص 329)
عوارض ارتداد:
1.فسخ عقد ازدواج بدون طلاق، بی اعتبار شدن مالكیت اموال
2.در برخی دیگر اگر توبه كند پاك است عباداتش مقبول و اموال جدیدش را مالك خواهد شد
ملاك تحقق ارتداد شرعی:
ارتداد از نوع توقف و تردید نیست بلكه از سنخ انكار و نفی است
مرتد كسی است كه با لجاجت و سرسختی اصول دین را كه نزد همه مذاهب اسلامی مورد پذیرش است  و یا اموری كه دینی بودن ان بدیهی است را انكار كند
ارتداد وقتی محقق می شود كه انكار ضروری دین ملازم با انكار اصول دین باشد و مرتد به این مساله متوجه و ملتزم باشد اما اگر از روی شبهه و یا جهل و عصبانیت باشد حد برداشته می شود بر طبق قاعده الحدود تدرء بالشبهات
نكته: كسی كه به یكی از ضرریات دین عمل نمی كند اما نه از روی انكار بلكه با اینكه ان حكم را قبول دارد ولی به ان پایبند نیست از روی غفلت و یا جهل به عواقب سوء ان به چنین شخصی مرتد گفته نمی شود مانند كسی كه حجاب خود را رعایت نمی كند
اسلام به تحقیق و انتخاب آگاهانه و با بصیرت دعوت می كند در قران در چند ایه به این مطلب اشاره شده و آن را مقدمه ایمان می شمارد:
وَلَا تَقْفُ مَا لَیسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا(الإسراء/36)

وَإِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ یضِلُّوكَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ إِنْ یتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا یخْرُصُونَ(الأنعام/116)

الَّذِینَ یسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ(الزمر/18)

(اصول كافی ج 2 ص 425)
و به مشركین برای مطالعه دین پناه داده (توبه 6)
سوال با اینكه شما می گوئید اسلام انتخاب اگاهانه و ازادانه را پیشنهاد می كند و قران می فرمائید لااكراه فی الدین پس چرا مرتد را اعدام می كنند
جواب : آیه در مقام بیان خارج بوده و لذا معنای ایه این چنین است كه اصلا امكان ندارد اكراه در دین صورت بگیرد چرا كه امور قلبی اكراه بردار نیستند مانند اینكه به كسی بگوئیم تو حتما باید فلانی را دوست داشته باشی در حالی كه محبت نسبت به كسی با اكراه و اجبار قابل تحقق نیست و اگر خود شخص از فردی به خاطر مواردی مانند اخلاق و یا ظاهر زیبا و ... خوشش بیاید خود به خود نسبت هب او محبت پیدا می كند
اما چرا مرتد باید اعدام شود؟
با توجه به تفصیلی كه قبلا در مورد حكم مرتد گفتیم اینك به علت این حكم می پردازیم:
گفته شد كه اسلام طرفدار تحقیق و انتخاب آگاهانه و با بصیرت است اما تحقیق هم دارای شرایط و ضوابطی هست كه باید رعایت شود(زمر 18) چرا كه اگر تحقیق روشمند نباشد و اصول و قواعد ان رعایت نشود عقلا قابل پذیرش نبوده و برای فرد محقق حجت نمی باشد
در مورد ارتداد باید بگوئیم كه صرف تغییر عقیده و یا شك در دین مستوجب كفر و ارتداد نیست و شكدر یكی از ضروریات دین برای شروع به تحقیق حتی خوب هم هست
طبق گفته مرحوم علامه جعفری : شك گذرگاهی خوب و ایستگاهی بد است
بله شك از این جهت كه انسان را به فكر تحقیق و بررسی و متقن كردن عقاید و باور ها می اندازد ستودنی است ولی اگر انسان در این شك بماند موجب هلاك و گمراهیست
سوال : اگر كسی با تحقیق به دینی غیر از دین اسلام رسید چرا باید كشته شود؟
جواب : اولا در مورد حكم اعدام مرتد باید بگوئیم كه هر كسی كه از دین ولو با تحقیق بر می گردد كشته نمی شود و شرط اعدام مرتد این هست كه بر اساس باور خود در جامعه اسلامی شروع به اعلان و تبلیغات سوء كند و به ترویج این افكار و عقاید بپردازد مستوجب قتل می شود
حال حكمت این حكم چیست؟
در هر جامعه ای با توجه به دین وفرهنگ پذیرفته مردم ان جامعه یك فرهنگ مقوبل و عمومی وجود دارد كه مخالفت با این فرهنگ مورد پذیرش مردم ان جامعه نیست
هرچند قبول داشتن یا نداشتن یك فرهنگ یا دین خاص جزء حقوق فردی است اما وقتی با حقوق و مصالح اجتماعی در تعارض باشد كما اینكه رواج عقاید مخالف هم جزء همین است ، مصالح عمومی مقدم داشته خواهد شد
كما اینكه جاسوسی با توجه به اصل آزادی فردی جرم نیست اما چون به ضرر جامعه است بدترین مجازات ها را دارد
در روایت به كسی را كه در جامعه تبلیغات سوء می كند به كسی تشبیه شده كه در داخل كشتی نشسته و می خواهد جای خود را سوراخ كند هر چند كه فقط جای خود را سوراخ می كند اما با این كار همه ساكنان كشتی را به ورطه هلاكت و نابودی می كشاند
اگر كسی به جان و مال مردم اسیب می زند و برای انها حرمتی قائل نیست مردم چه انتظاری از حكومت دارند در حالی كه مسائل دینی بسی مهمتر از مسائل مالی و حتی جان هست
ارتداد ترویج و ایجاد بی دینی و سبب ایجاد شك در دل مومنا  است افرادی كه بعضا شاید قدرت تحلیل مسائل را ندارند و نمی توانند در مباحث بعضا تخصصی دین وارد شده و نظر دهند كه با این كار در دل این ها شك افتاده و ایمانشان سست می شود پس حكم ارتداد در واقع دفاع از اصیل ترین حق جامعه انسانی است و این یك اصل عقلانی و پذیرفته شده همه مكاتب حقوقی و فلسفیست
اگر فردی مرتد شود و اظهار نكند و یا لااقل تبلیغ ننماید حكومت اسلامی با او ملایم برخورد می كند ولی ارتدادهای گروهی و سامان یافته همانطور كه در عصر رسول خدا انجام می شد چیزی جز تحقیر دین و ایجاد شكاف در جامعه و تشویق ناآگاهان به پیوستن به آنها و تشویش اذهان افراد معمولی جامعه نبوده (ال عمران 72)و قابل گذشت و اغماض نمی باشد
ارتداد همانند ویروسی مسری است كه می خواهد جامعه را آلوده كند
سوال :چرا وقتی در جامعه های غری با افراد تازه مسلمان شده برخورد می كنند داد شما در می اید و خواستار رهائی انان می شوید ولی در جامعه اسلامی اگر كسی مرتد شد باید كشته شود؟
جواب: اولا براساس حقوق بشری كه مورد قبول خود جوامع غربی است  یكی از مواد ان حق ازدی انان هست این چنین برخورد ها با مبنای خودشان ناسازگار است
ثانیا:نگاه دوگانه جامعه مسیحی با این مساله نیز خود جای تامل دارد
جامعه مسیحیان حكم ارتداد اسلام را به چالش می كشند و اگر یك فرد مسیحی مسلمان شود او را از هستی ساقط می كنند اما اگر یك مسلمان مسحی شود ندای حقوق بشر سر می دهند و بحث آزادی را مطرح می كنند ایا این یك بام و دو هوا نیست؟ (بقره 217)
اخراج از كار، محرومیت از ارث ، بیرون كردن از خانه منع ازدواج دختر مسیحی با مرد مسلمان شده و ...
هنوز مرگ مشكوك ادواردو مانیلی از اذهان مردم دنیا پاك نشده
حال شما قضاوت كنید
مجدی علام مسلمان نمای مصری تبار كه طبق گفته خود نه نماز می خوانده و نه روزه می گرفته و به مواضع اسلام ستیزانه و طرفداری از اسرائیل شهرت دارد به ظاهر اسلام نداشته اش را ترك گفته و مسیحی شده كه در حقیقت اصلا مسلمان نبوده تا از دین خارج گردد
اما نكته قابل تامل داستان در این جاست كه وی توسط بندیكت پاپ واتیكان غسل تعمید داده می شود و به صورت زنده در 57 تلوزیون معروف جهان نشان داده می شود در حالی كه ادعای گفتگوی ادیان و موضوع مشترك برای گفتگو در میان ادیان است كه با این كار نفاقت خود را نشان می دهد
حال قضاوت با خود شما
در این نوشته از منابع زیر استفاد شده است
1.دانشنامه كلام اسلامی
2.مجله كلام اسلامی شماره 65 و 69
3.آزادی و دموكراسی از دیدگاه اسلام و لیبرالیسم ، علی ربانی گلپلیگانی
 


خداوند از همه اسرار ما با خبر است و می داند سر انجام کار بنده اش چه می شود،( بهشتی است یا جهنمی)پس چرا بنده گناهکارش را به جهنم می فرستد تا عذاب ببیند؟

انسان حس فطری خداجوئی و خداشناسی دارد و این سرمایه اصلی ما برای رسیدن به کمال است و مایه اصلی ایمان اوردن ما نیز همین فطرت است . هدف از آفرینش انسان ها و اجنه در قران عبادت و بندگی است«و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون» (سوره ذاریات آیه 56) چون خدا نیازی به عبادت ما ندارد «إِن تَکفِرُوا أَنتُم وَ مَن فِی الأرضِ جَمیعاً فإنَّ اللّه لَغَنیٌ حَمید»(سوره ابراهیم آیه 8)
غرض و غایت از خلق برای ما مخلوقات است نه خداوند متعال.
من نکردم خلق تا سودی کنم
بلکه بر بندگان جودی کنم

خداوند متعال هستی مطلق است و پاک و منزه از آن است که هدفی بیرون از ذات خود داشته باشد چون غنی محض است ولی خدای حکیم از آفرینش انسان هدفی دارد که آن کمال خود عباد است و آن هدف درسایه عبادت به وجود می آید.

دنیا محل امتحان انسان است «اَلَّذی خَلَقَ المَوتَ وَ الحَیَوه لِیَبلُوَکُم أیُّکُم اَحسَنُ عَمَلاً و هُوَ العزیزُ الغَفُور» :«همان کسی که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدامیک بهتر عمل می کنید و او شکست ناپذیر و بخشنده است.» (سوره ملک آیه 2)

خداوند موجودات را با ربوبیتش پرورش داده از نقص به کمال می برد و این هدف عبودیت و بندگی ماست و این است فلسفه عبادات و نیایشهای ما. به این ترتیب نتیجه می گیریم که هدف آفرینش ما پیشرفت و تکامل هستی ماست .تکامل ما انسانها در گرو اصل وجود ماست و این قدم اول برای مسیر تکامل است و تکامل ما در گرو، داشتن امکاناتی هست که خدا به ما داده است مانند عقل، احساسات و عواطف ، اراده و اختیار و  ...پس هدف نهایی آفرینش عبادت می باشد و  مفهوم آن تکامل انسان است.

از امام موسی بن جعفر (علیه السلام) سوال کردند معنی این سخن پیامبر چیست که فرموده « اِعمَلُوا فَکل میسر لما خَلَقَ لَه » كار كنید; هر كس امكان انجام كارى را كه براى آن آفریده شده است دارد» امام فرمودند :« اِنَّ اللّه عزَّوَجلَّ خَلَقَ الجِنَّ و الإنسَ لِیَعبُدُوهُ ، وَلَم یَخلُقُهُم لیعصوه و ذلک قوله عَزَّوجََّل و ما خَلَقتَ الجِنَّ و الإنسَ الا لِیعبدون فیسر کَلّا لَمّا خَلَقَ لَه ،فَوَیلٌ لِمَن استَجَب العمی عَلَی الهُدَی » «خداوند بزرگ جن و انس را برای این آفریده که او را عبادت کنند ، برای این نیافرید که نافرمانیش نمایند و این همان است که می فرماید :« و ما خلق الجن و الإنس الا لیعبدون » و چون آنها را برای اطاعت آفریده راه را برای رسیدن به این هدف برای آنها آسان کرده و هموار ساخته ، پس وای به حال کسی یا کسانی که چشم بر هم گذارند و نابینایی را بر هدایت ترجیح دهند» .

خداوند انسان را برای اطاعت و بندگی ساخته و امکانات ان را نیز در اختیار او قرار داده شخصی از امام صادق (علیه السلام ) در مورد تفسیر آیه « و ما خلقت الجن و الإنس الا لیعبدون » سوال کرد امام فرمودند :« خَلَقَهُم لِلعِبادَه » آنها را برای عبودیت آفریده است . عرض کرد آیا گروه خاصی منظور است یا همه مردم ؟ که امام در جواب فرمودند : همه مردم .

آفرینش لازمه خداوندی خداست زیرا او کمال مطلق است و هر کمالی را داراست یکی از کمالات او فیاض بودن است و به اقتضای فیاضیتش می آفریند ، به عبارت دیگر خداوند متعال با صفات کمالش علت آفرینش است و با وجود علت ،وجود معلول تخلف ناپذیر است،پس آفرینش لازمه خداوندی اوست.

آفرینش ما به اختیار خودمان نبوده است ؛ پس از به دنیا آمدن،رشد کردن و تعقل است که چنین سوالاتی برایمان پیدا شده است که چرا خدا کافر را خلق کرده و از سوی دیگر ما قبل از آمدن به دنیا در جای دیگر نبوده ایم که احتمال دهیم سرنوشتی متفاوت با آنچه هست می داشتیم و یا احتمال دهیم که می بودیم و می دیدیم که در فرض نبودنمان چه می شد. و بعد از خدا بخواهیم که ما را خلق نکند

سوالی ممکن است اینجا پیش بیاید و ان اینکه : ما نبودیم و نمی دانستیم خداوند که از همه اسرار ما باخبر است و می داند سرانجام کار بنده اش چه می شود بنده اش بهشتی یا جهنمی است چرا بنده گناهکار را می آفریند تا به جهنم رفته،عذاب ببیند؟

جواب :
خداوند از همه اسرار ما باخبر است و می داند سرانجام کار بنده اش چه می شود . از ازل می داند چه اتفاقی در چه زمان و چه مکانی رخ می دهد،گروهی از علم ازلی پروردگار به اشیاء ،جبر را نتیجه گرفته اند اما صحیح آن اینست که خداوند از ازل می دانست فلانی با اختیار خود کاری را انجام می دهد.
در افعال اختیاری که علت ،اختیار و قدرت و اراده آدمی است،خداوند می داند که فردی به سوء اختیار خود گناه می کند یا دیگری به حسن اختیار خود راه ثواب در پیش می گیرد.پس علم ازلی مجوّزی برای گناه و جبری گرایی نیست

امیر المؤمنین در خطبه «همام» می فرماید:«فَانَّ اللّه ـ سُبحَانَهُ وَ تَعَالَی ـ خَلَقَ الخَلقَ حِینَ خَلقَهُم غَنِیَّاً عَن طاعَتِهِم آمَنَاً مِن مَعصِیَتِهِم،لِاَنَّهُ لا تَضِرهُ مَعصِیَتَه مِن عصاه و لا تَنفَعُهُ طَاعَه مِن طاعه» «پس خداوند ـ سبحان و بلند مرتبه ـ آفریده ها را آفرید ،در حالی که از فرمانبرداری آنها بی نیاز و از سرکشی آنها ایمن بود زیرا سرپیچی سرکشان او را ضرر نمی رساند و فرمانبرداری فروتنان او را فایده ای ندارد.

بهشت، پاداش اعمال نیک ما انسانهاست که ما به حسن اختیار خود انجام داده ایم، البته خداوند می داند چه کسی بهشتی و چه کسی جهنمی است،اما او می داند چه کسی از نعمت هایی که در اختیارش گذارده شده سوء استفاده کرده و با قدرت و اراده خود به دوزخ می رود خداوند هیچ کس را بی دلیل به بهشت و جهنم نمی برد.

بهشت و جهنم نتیجه و ثمره کار دنیوی ماست :«الدُّنیا مَزرَعَهُ الآخِرَه » هر چه در این دنیا کاشتیم در آن دنیا برداشت می کنیم . بهشت و جهنم نتیجه مستقیم عمل و رفتار و کردار و گفتار ماست و سود و زیانش هم به ما بر می گردد،
حضرت علی علیه السلام می فرماید: ارزش وجودی شما جز بهشت چیز دیگری نیست. پس خود را به غیر از بهشت نفروشید.

خداوند ما را برای بهشت و آسایش آفریده است و راه را از چاه به ما نشان داده است
إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً
ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاكر باشد (و پذیرا گردد) یا كفران كند.
 
چندین چراغ دارد و بیراهه می رود
بگذار تا بیفتد و ببیند سزای خویش


گناهکارانی که در قیامت به عذاب الهی گرفتار می شوند پس از مدت زمانی معین عذاب آنها پایان یافته و یا از طریق شفاعت بخشیده می شوند اما عده ای هستند که هیچ زمینه ای برای بخشش و پاک شدنشان وجود ندارد مانند کافران و معاندین که این افراد همیشه در عذاب جهنم گرفتار خواهند بود و این امر منافاتی با رحمت بیکران خداوند متعال نداردزیرا:
اولاً رحمت الهی قابل مقایسه با عواطف انسانی نیست ، انسان گاه بر اثر عواطف خود حکمی بر خلاف حکمت و مصلحت صادر می کند در حالی که رحمت خداوند عین حکمتش است و اگر عدل و حکمت اقتضای خلود در جهنم را داشته باشد ، رحمتش بر خلاف آن حکم نمی کند.
ثانیا ً کیفر اخروی مانند عقوبتهای دنیایی جنبه قرار دادی و اعتباری ندارد ، بلکه تجسم عینی عمل (کارهائی که در دنیا انجام داده در اخرت به صورت عذاب خود را نشان می دهد)است و انسان که موجودی جاودانه است اعمالش نیز جاودانگی است و کسانی که نفس خود را پلید و شیطانی می پرورند در قیامت ، خود عذاب خویشند «والَّتِی تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ ؛آتشی که از دلها سرمی‌زند! » سرمایه حیات ابدی آنها همان کنشها و خصلتهایی است که خود کسب کرده اند .

کسی که در این دنیا گناهی کرده یا با حضرت حق عناد و لجاجت دارد یعنی با اوامر حق مخالفت می کند این طغیان و مقابله در این دنیا پشت پرده حجاب است و انسان در حیات دنیوی از این باطن بی خبر است و باطن عمل را نمی بیند، وقتی حجاب یا حجابها مرحله به مرحله کنار رفت و آنچه در نهایت به ظهور و بروز می رسد مواجه با خداوند قهار است یعنی خدایی که هر چه در مقابلش به عنوان مقابله کننده بایستد او را طرد و لعن و خرد می کند .

پس پیشرفت و حرکت اهل ضلال در عمق و باطن ضلالت ، پیش رفتن و مواجه گشتن با اسماء غضب طرد و لعن و رد الهی است ، آیاتی که دلالت می کند بر هدایت شدن مجرمان در روز قیامت به راه جهنم ناظر به همین واقعیت هست یعنی طریق جهنم که منتهی به جهنم می شود و منحرفان در قیامت به آن هدایت می شوند و صورت اصلی و باطنی همان راه ضلالت دنیوی است .

ترجمه آیاتی از قرآن به همین مطلب اشاره دارد :
«ای وای بر ما این روز جزاست همان روزی که آن را تکذیب می کردیم ـ سپس خطاب می آید به سوی ملائکه ـ کسانی را که ستم کرده اند با هم ردیفانشان و آنچه غیر از خدا پرستیده اند گرد آورید (و جمع کنید ) و به سوی راه (یا راهی که )جهنم (منتهی می شود )رهبری شان کنید .

این آیه با صراحت کامل بیان می کند که بعد از حشر و جمع شدن منحرفان  تازه آنها به دنبال راه پیش گرفته در دنیا و برزخ پیش می روند پس معلوم است که حرکت در هر نظامی ادامه دارد و برای اهل ضلالت که اثرش جهنم و جهنمی هاست بروز می کند .

پس دوزخیان حتماً از آن (میوه های درخت زقوم که از قعر آتش سوزان ) می خورند و شکمها را از آن پر می کنند ، آنگاه بازگشتشان بی گمان به سوی دوزخ و جهنم است .

شجره زقوم شجره ای است که ریشه اش از اصل جهنم روییده و شاخه و برگش تا این نظام دنیوی کشیده شده است ، عمل بد ، فکر بد ، عقیده بد ، صفت بد هریک گرفتن شاخه ای از این درخت است که انسان را پیش می برد تا با اصل و ریشه آن که در عمق جهنم است می کشاند ، دائم از میوه های این درخت تغذیه می کند و شکمهای خود را از آن پر می کند تا آماده شوند برای پیش رفتن در قدمهای بعدی و این مرحله به مرحله ادامه دارد تا به جهنم که ریشه درخت زقوم در آن حالت رسیده و در عمق آن فرو روند آیا این جز حرکت اهل ضلالت چیز دیگری است ؟

این نوشته برگرفته شده از مقاله ی محمد گرمسیریان هست با تغییر و تلخیص


امامیّه صلوات بر پیغمبر و آل او در هر دو تشهّد واجب را می دانند

ابو بصیر از حضرت امام صادق (ع) روایت كرده كه آنكه نماز گذارد و بر پیغمبر و آل او صلوات نفرستد و یا آنكه عمدا ترك كند نمازش صحیح نیست،

کعب بن عجره نقل می کند:عرض کردم یا رسول اللَّه سلام بر تو را دانستم، كه چگونه است: «السّلام علیك ایّها النّبى و رحمة اللَّه و بركاته»
صلوات بر تو چگونه است؟
فرمود: كه بگوئید:

«اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد كما صلّیت على ابراهیم و آل ابراهیم انّك حمید مجید و بارك على محمّد و آل محمّد كما بارك على ابراهیم و آل ابراهیم انّك حمید مجید»


كعب می گوید كه به این كیفیّت حضرت در نماز می فرمود

آن حضرت فرمود كه: صلّوا كما رأیتمونى أصلّی‏، یعنى نماز گزارید همچنان كه دیدید من نماز گذاردم.
همچنین صلوات بر او واجب است بر آل او نیز واجب است
جابر جعفى روایت كرده از حضرت باقر (ع) و آن حضرت از ابى مسعود كه پیغمبر (ص) فرمود: كه هر كه در نماز بر من صلوات بفرستد و بر آل من نفرستد آن نماز از او مقبول نیست.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 كعب بن عجره از انصار، یعنى از همپیمانان بنى حارثه یا بنى عوف است. پس از سال پنجاهم هجرى در گذشته است. رك. به: اسد الغابه، ص 243، ج 4. م.


منبع :الفین ،علی بن مطهر حلی ،ترجمه جعفر وجدانى‏‏، ص 818


سه شنبه 4 آبان 1389

هدف خلقت انسان

   نوشته شده توسط:    نوع مطلب :عقاید ،

هدف از خلقت انسان و این نظام هستی چیست‌؟ آیا زندگی این جهان می‌تواند هدف از آفرینش انسان باشد؟



ادامه مطلب

کلمات کلیدی: هدف از خلقت انسان ،

منبع: پایگاه پرسمان قرآنی ،

جمعه 23 مهر 1389

آشنائی با بهائیت

   نوشته شده توسط:    نوع مطلب :عقاید ،

فهرست

بهائیت چیست؟

ادعاى ظهور امام دوازدهم

قرآن و بهائیت:

بررسى كتب بهائیت:

ایدئولوژى بهائیت

ایدئولوژى شیخیه

پیرامون اصول عقاید شیخیه:

ایدئولوژى بابیه

پیرامون اصول عقاید بابیان

ایدئولوژى ازلیه و بهائیه

كنشگران بهائیت

كنشگران شیخیه:

علل گرایش پیروان به بهائیگرى

بهائى گرى در مشروطه

بهائى گرى در عصر پهلوى

انجمن حجتیه و بهائیان:


منبع